دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی melange به فارسی
آمیختهای از چیزهای مختلف؛ ترکیبی نامرتب
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: mélange
ریشهشناسی
From French mélange, from Old French meslance, from Latin miscere to mix.
اسم
- جمع
- melanges
آمیختهای از چیزهای مختلف؛ ترکیبی نامرتب
A mixture of different things; a disordered mixture.
The room was a melange of comic books and posters.
اتاق آمیختهای از کتابهای مصور و پوسترها بود.
مترادفها: assortment، hodgepodge، mishmash
نوعی قهوه وینی، نصف شیر بخار داده و نصف قهوه
A Viennese coffee speciality, half steamed milk and half coffee.
She ordered a melange at the café.
او در کافه یک ملانژ سفارش داد.
برش در مقیاس بزرگ که در گوه برافزایشی بالای یک محیط فرورانش تشکیل میشود
A large-scale breccia formed in the accretionary wedge over a subductional environment.
The geologist studied the melange in the mountain range.
زمینشناس ملانژ را در رشته کوه مطالعه کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه melange را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.