دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی managerial به فارسی
وابسته به مدیر و مدیریت، ویژهی مدیران، مدیرانه، سامانگرانه
بریتانیایی: /ˌmæn.əˈdʒɪə.ri.əl/ آمریکایی: /ˌmæn.əˈdʒɪr.i.əl/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From manager + -ial.
صفت
- صفت تفضیلی
- more managerial
- صفت عالی
- most managerial
۱.
وابسته به مدیر و مدیریت، ویژهی مدیران، مدیرانه، سامانگرانه
Of or relating to a manager or management; involving management-like duties.
She took a course to improve her managerial skills.
او یک دوره برای بهبود مهارتهای مدیریتی خود گذراند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه managerial را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.