دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی iterative به فارسی

تکراری، مربوط به فرایندی که شامل تکرار مراحل است

بریتانیایی: /ˈɪt.ər.ə.tɪv/ آمریکایی: /ˈɪt̬.ə.reɪ.t̬ɪv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin iterativus, from iterare, meaning to repeat.

صفت

۱.

تکراری، مربوط به فرایندی که شامل تکرار مراحل است

Of a procedure that involves repetition of steps (iteration) to achieve the desired outcome; in computing this may involve a mechanism such as a loop.

The iterative process helped us solve the complex math problem.

فرایند تکراری به ما کمک کرد تا مسئله پیچیده ریاضی را حل کنیم.

مترادف‌ها: repeated، repetitive

متضادها: noniterative

۲.

تکراری (در دستور زبان)، بیانگر عمل مکرر

دستور زبان

Expressive of an action that is repeated with frequency.

The verb 'to knock' can have an iterative form indicating repeated action.

فعل «کوبیدن» می‌تواند شکل تکراری داشته باشد که نشان‌دهنده عمل مکرر است.

مترادف‌ها: frequentative

اسم

جمع
iteratives
۳.

فعل تکراری (در دستور زبان)

دستور زبان

A verb showing the iterative aspect.

In some languages, iteratives are formed by reduplication.

در برخی زبان‌ها، افعال تکراری با تکرار ساخته می‌شوند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه iterative را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.