دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی iterative به فارسی
تکراری، مربوط به فرایندی که شامل تکرار مراحل است
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin iterativus, from iterare, meaning to repeat.
صفت
تکراری، مربوط به فرایندی که شامل تکرار مراحل است
Of a procedure that involves repetition of steps (iteration) to achieve the desired outcome; in computing this may involve a mechanism such as a loop.
The iterative process helped us solve the complex math problem.
فرایند تکراری به ما کمک کرد تا مسئله پیچیده ریاضی را حل کنیم.
مترادفها: repeated، repetitive
متضادها: noniterative
تکراری (در دستور زبان)، بیانگر عمل مکرر
Expressive of an action that is repeated with frequency.
The verb 'to knock' can have an iterative form indicating repeated action.
فعل «کوبیدن» میتواند شکل تکراری داشته باشد که نشاندهنده عمل مکرر است.
مترادفها: frequentative
اسم
- جمع
- iteratives
فعل تکراری (در دستور زبان)
A verb showing the iterative aspect.
In some languages, iteratives are formed by reduplication.
در برخی زبانها، افعال تکراری با تکرار ساخته میشوند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه iterative را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.