دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی interoperable به فارسی

قابلیت ارتباط و تبادل داده با سیستم یا دستگاه دیگر را داشتن

بریتانیایی: /ˌɪntərˈɒpərəbl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From interoperate + -able; alternatively inter- + operable.

صفت

۱.

قابلیت ارتباط و تبادل داده با سیستم یا دستگاه دیگر را داشتن

رایانه

Able to communicate and exchange data with another system or device.

The software is interoperable with various operating systems.

این نرم‌افزار با سیستم‌عامل‌های مختلف قابلیت هم‌عملیاتی دارد.

۲.

سازگار از نظر عملیاتی با سایر نیروهای مسلح

نظامی

Operationally compatible with other armed forces.

NATO forces must be interoperable for joint missions.

نیروهای ناتو برای مأموریت‌های مشترک باید قابلیت هم‌عملیاتی داشته باشند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه interoperable را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.