دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی insensitive به فارسی

بی‌ملاحظه، بی‌اعتنا به احساسات دیگران

بریتانیایی: /ɪnˈsen.sɪ.tɪv/ آمریکایی: /ɪnˈsen.sə.t̬ɪv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From in- + sensitive.

صفت

صفت تفضیلی
more insensitive
صفت عالی
most insensitive
۱.

بی‌ملاحظه، بی‌اعتنا به احساسات دیگران

Showing little concern or care for the feelings of others; inconsiderate.

He was insensitive to the needs of his aged father.

او نسبت به خواسته‌های پدر پیرش بی‌اعتنا بود.

مترادف‌ها: ruthless، uncompassionate

متضادها: compassionate، sensitive

۲.

غیرحساس، فاقد حساسیت فیزیکی

Not physically sensitive; lacking normal physical feeling.

The skin became insensitive after the injection.

پس از تزریق، پوست بی‌حس شد.

مترادف‌ها: anesthetic، insensate، insensible

متضادها: sensitive

۳.

فاقد حساسیت عاطفی، بی‌درایت، بی‌ملاحظه

Lacking emotional sensitivity; tactless or undiplomatic.

His insensitive remarks offended everyone.

اظهارات بی‌ملاحظه‌اش همه را آزرد.

مترادف‌ها: harsh، rude

متضادها: tactful، warm

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه insensitive را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.