دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی ingrained به فارسی

عمیقاً ریشه‌دار، ملکه شده

بریتانیایی: /ɪnˈɡreɪnd/ آمریکایی: /ɪnˈɡreɪnd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

صفت

۱.

عمیقاً ریشه‌دار، ملکه شده

Firmly fixed or deeply rooted; ingrained.

ingrained moral principles

اصول اخلاقی که ملکه شده‌اند

۲.

رنگ آکند، پیش رزیده، رنگرزی شده

Dyed before being woven, as of fiber.

The fabric was ingrained with vibrant colors that would not fade.

پارچه با رنگ‌های درخشان رنگ آکند شده بود که محو نمی‌شد.

۳.

تمام و کمال، کامل، پر و پا قرص

Complete or utter; thorough.

an ingrained liar

دروغگوی اصلاح‌ناپذیر

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه ingrained را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.