دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی infinitesimal به فارسی

بسیار کوچک، به طور غیرقابل محاسبه یا اندازه‌گیری

بریتانیایی: /ˌɪn.fɪ.nɪˈtes.ɪ.məl/ آمریکایی: /ˌɪn.fɪ.nəˈtes.ə.məl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin infinitesimus.

صفت

صفت تفضیلی
more infinitesimal
صفت عالی
most infinitesimal
۱.

بسیار کوچک، به طور غیرقابل محاسبه یا اندازه‌گیری

Incalculably, exceedingly, or immeasurably minute; vanishingly small.

Do you ever get the feeling that you are but an infinitesimal speck, swallowed by the vastness of the universe and beyond?

آیا تا به حال احساس کرده‌اید که فقط یک ذره‌ی بسیار کوچک هستید که در وسعت جهان و فراتر از آن بلعیده شده‌اید؟

متضادها: infinite، enormous

۲.

مربوط به مقادیری که به صفر نزدیک می‌شوند

ریاضی

Of or pertaining to values that approach zero as a limit.

infinitesimal calculus

حساب بسخردها

۳.

بسیار کوچک

عامیانه

Very small.

an infinitesimal chance

احتمال بسیار کم

اسم

جمع
infinitesimals
۴.

کمیتی غیرصفر که قدر مطلق آن از هر عدد مثبت کوچک‌تر است

ریاضی

A non-zero quantity whose magnitude is smaller than any positive number (by definition it is not a real number).

In mathematics, an infinitesimal number is so small that it is almost zero.

در ریاضیات، عدد بسخرد آن‌قدر کوچک است که تقریباً صفر است.

متضادها: infinity

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه infinitesimal را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.