دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی infinitesimal به فارسی
بسیار کوچک، به طور غیرقابل محاسبه یا اندازهگیری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin infinitesimus.
صفت
- صفت تفضیلی
- more infinitesimal
- صفت عالی
- most infinitesimal
بسیار کوچک، به طور غیرقابل محاسبه یا اندازهگیری
Incalculably, exceedingly, or immeasurably minute; vanishingly small.
Do you ever get the feeling that you are but an infinitesimal speck, swallowed by the vastness of the universe and beyond?
آیا تا به حال احساس کردهاید که فقط یک ذرهی بسیار کوچک هستید که در وسعت جهان و فراتر از آن بلعیده شدهاید؟
متضادها: infinite، enormous
مربوط به مقادیری که به صفر نزدیک میشوند
Of or pertaining to values that approach zero as a limit.
infinitesimal calculus
حساب بسخردها
بسیار کوچک
Very small.
an infinitesimal chance
احتمال بسیار کم
اسم
- جمع
- infinitesimals
کمیتی غیرصفر که قدر مطلق آن از هر عدد مثبت کوچکتر است
A non-zero quantity whose magnitude is smaller than any positive number (by definition it is not a real number).
In mathematics, an infinitesimal number is so small that it is almost zero.
در ریاضیات، عدد بسخرد آنقدر کوچک است که تقریباً صفر است.
متضادها: infinity
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه infinitesimal را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.