دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی indispensable به فارسی
غیرقابل چشمپوشی در قوانین کلیسایی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French indispensable, from Medieval Latin indispensābilis.
صفت
- صفت تفضیلی
- more indispensable
- صفت عالی
- most indispensable
غیرقابل چشمپوشی در قوانین کلیسایی
Not admitting ecclesiastical dispensation; not subject to release or exemption.
The oath was indispensable in canon law and could not be dispensed with.
در قانون کلیسا این سوگند غیرقابل چشمپوشی بود و نمیشد از آن چشمپوشی کرد.
کنارنگذاشتنی، قصور نکردنی، اجتنابناپذیر
Unbendable, that cannot be set aside or ignored.
It was his indispensable duty to help them.
وظیفهی اجتنابناپذیر او بود که به آنها کمک کند.
ضروری، بایسته، لازم، بایا
Absolutely necessary or requisite; that one cannot do without.
Freedom of expression is one of the indispensable conditions of democracy.
آزادی بیان یکی از شرایط واجب دموکراسی است.
Their assistance is indispensable.
کمک آنها ضروری است.
مترادفها: essential، necessary
اسم
- جمع
- indispensables
چیز ضروری، لازمه
A thing that is not dispensable; a necessity.
A good dictionary is an indispensable for any writer.
یک فرهنگ لغت خوب برای هر نویسندهای ضروری است.
شلوار
Trousers.
He put on his indispensables and went out.
شلوارهایش را پوشید و بیرون رفت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه indispensable را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.