دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی indicate به فارسی

نشان دادن، اشاره کردن

بریتانیایی: /ˈɪn.dɪ.keɪt/ آمریکایی: /ˈɪn.də.keɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin indicatus, from indicare, from in- + dicare.

فعل

سوم‌شخص مفرد
indicates
وجه وصفی حال
indicating
گذشته ساده
indicated
اسم مفعول
indicated
۱.

نشان دادن، اشاره کردن

گذرا

To point out; to show or make known.

The guard blew his whistle to indicate imminent departure.

نگهبان سوت خود را زد تا حرکت قریب‌الوقوع را نشان دهد.

مترادف‌ها: betoken

۲.

نشانه بودن، حاکی بودن از

گذراپزشکی

To show or manifest by symptoms.

Fever indicates illness.

تب نشانه‌ی بیماری است.

۳.

تجویز کردن، ضروری ساختن

گذراپزشکی

To point to as the proper remedies.

Bed rest is indicated for this condition.

استراحت در بستر برای این وضعیت تجویز می‌شود.

۴.

راهنما زدن، علامت دادن

گذرا

To signal in a vehicle the desire to turn right or left.

He indicated left before turning.

او قبل از پیچیدن راهنمای چپ زد.

۵.

با نشانگر بررسی کردن

گذرا

To investigate the condition or power of, as of a steam engine, by means of an indicator.

The engineer indicated the steam engine.

مهندس موتور بخار را با نشانگر بررسی کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه indicate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.