دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی impact به فارسی

برخورد، تصادم، اصابت، ضربه

بریتانیایی: /ˈɪm.pækt/ آمریکایی: /ˈɪm.pækt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin impāctus.

اسم

جمع
impacts
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

برخورد، تصادم، اصابت، ضربه

The striking of one body against another; collision.

The bomb exploded on impact.

بمب به مجرد اصابت منفجر شد.

مترادف‌ها: percussion

۲.

نیروی برخورد، انرژی تصادم

The force or energy of a collision of two objects.

The hatchet cut the wood on impact.

تبر در لحظه‌ی برخورد چوب را برید.

۳.

برخورد اجباری، فشار

پزشکی

A forced impinging.

His spine had an impingement; L4 and L5 made impact.

ستون فقراتش دچار گیرافتادگی شد؛ مهره‌های L4 و L5 به هم فشار آوردند.

۴.

اثر، تأثیر، نفوذ

A significant or strong influence or effect.

His friend's opinion had an impact on his decision.

نظر دوستش بر تصمیم او تأثیر گذاشت.

فعل

سوم‌شخص مفرد
impacts
وجه وصفی حال
impacting
گذشته ساده
impacted
اسم مفعول
impacted
۵.

زدن، کوفتن، برخورد کردن

گذرا

To collide or strike, the act of impinging.

When the hammer impacts the nail, it bends.

وقتی چکش به میخ می‌خورد، آن را خم می‌کند.

۶.

فشردن، درهم چپاندن، متراکم کردن

گذرا

To compress; to compact; to press into something or pack together.

The footprints of birds do not impact the soil in the way those of dinosaurs do.

رد پای پرندگان خاک را به‌گونه‌ای که رد پای دایناسورها فشرده می‌کند، فشرده نمی‌کند.

۷.

تأثیر گذاشتن، اثر داشتن

گذرا

To significantly or strongly influence or affect; to have an impact on.

I can make the changes, but it will impact the schedule.

می‌توانم تغییرات را اعمال کنم، اما روی برنامه تأثیر خواهد گذاشت.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

have an impact on (upon)

۸.

اثر داشتن بر، تحت تأثیر قرار دادن

To have a significant effect or influence on someone or something.

The new policy had a huge impact on the economy.

سیاست جدید تأثیر زیادی بر اقتصاد داشت.

عبارت‌های مرتبط

have an impact on (upon)
اثر داشتن بر، تحت تأثیر قرار دادن

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه impact را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.