دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی immerse به فارسی

فرو کردن، کاملاً زیر آب کردن

بریتانیایی: /ɪˈmɜːs/ آمریکایی: /ɪˈmɝːs/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin immersus, from immergō, from in + mergō.

فعل

سوم‌شخص مفرد
immerses
وجه وصفی حال
immersing
گذشته ساده
immersed
اسم مفعول
immersed
۱.

فرو کردن، کاملاً زیر آب کردن

گذرا

To place within a fluid (generally a liquid, but also a gas).

Immerse the cotton in alcohol and then rub it on your finger.

پنبه را کاملاً در الکل فرو کن و سپس آن را روی انگشتت بمال.

مترادف‌ها: submerge

۲.

مستغرق شدن یا کردن، غرق شدن

گذرا

To involve or engage deeply.

He immerses himself completely in his work.

او خود را کاملاً غرق در کار می‌کند.

۳.

به یک غوطه‌وری نگاشتن

گذراریاضیات

To map into an immersion.

The function immerses the manifold into Euclidean space.

تابع، خمینه را به فضای اقلیدسی غوطه‌ور می‌کند.

صفت

صفت تفضیلی
more immerse
صفت عالی
most immerse
۴.

فرو رفته، مدفون، غرق‌شده

منسوخ

Immersed; buried; sunk.

The immerse statue lay buried at the bottom of the lake.

مجسمهٔ فرو رفته در ته دریاچه قرار داشت.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه immerse را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.