دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی flawlessly به فارسی
بینقص، بدون عیب، عالی
بریتانیایی: /ˈflɔː.ləs.li/ آمریکایی: /ˈflɑː.ləs.li/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From flawless + -ly.
قید
- صفت تفضیلی
- more flawlessly
- صفت عالی
- most flawlessly
۱.
بینقص، بدون عیب، عالی
In a flawless manner; perfectly.
She performed flawlessly.
او بینقص اجرا کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه flawlessly را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.