دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی flamboyant به فارسی
پر زرق و برق، جلف و خودنمایانه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Borrowed from French flamboyant, meaning flaming or wavy.
صفت
- صفت تفضیلی
- more flamboyant
- صفت عالی
- most flamboyant
پر زرق و برق، جلف و خودنمایانه
Showy, bold or audacious in behaviour, appearance, style, etc.; ostentatious.
a flamboyant costume
جامهی پر زرق و برق
وابسته به تزیینات شعلهمانند در معماری گوتیک فرانسوی
Referring to the final stage of French Gothic architecture from the 14th to the 16th centuries.
The cathedral's flamboyant architecture featured windows with flame-like tracery.
معماری کلیسا دارای پنجرههایی با تزیینات شعلهمانند بود.
موجدار، شعلهمانند (در مورد تیغه)
Of a blade: forged in a wavy, undulating pattern, like a flame-bladed sword or a kris.
The knight wielded a flamboyant sword.
شوالیه شمشیری موجدار به دست داشت.
مترادفها: serpentine
اسم
- جمع
- flamboyants
درخت پوینسیانا (Delonix regia)، درخت گرمسیری پر زرق و برق از ماداگاسکار
The royal poinciana (Delonix regia), a showy tropical tree from Madagascar.
The flamboyant tree blooms with bright red flowers in the summer.
درخت پوینسیانا در تابستان با گلهای قرمز روشن شکوفه میدهد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه flamboyant را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.