دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی fiction به فارسی
داستان، رمان، ادبیات داستانی، اثر داستانی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin fictiō, from fingere, meaning to form or feign.
اسم
- جمع
- fictions
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
داستان، رمان، ادبیات داستانی، اثر داستانی
Literary type using invented or imaginative writing, instead of real facts, usually written as prose.
I am a great reader of fiction.
من بسیار داستان میخوانم.
متضادها: non-fiction
چیز ساختگی، تخیلی، غیر واقعی، پندارش
A verbal or written account that is not based on actual events (often intended to mislead).
The company's accounts contained a number of blatant fictions.
حسابهای شرکت شامل تعدادی پندارش آشکار بود.
مترادفها: fabrication، figment
متضادها: fact، truth
یک فرض حقوقی
A legal fiction.
The court applied a legal fiction to resolve the case.
دادگاه برای حل پرونده یک فرض حقوقی به کار برد.
اصطلاحها و عبارتها
fictional
پنداشتی، تخیلی، غیر واقعی، ناراستین، ساختگی، وانمودین، وهمی
Imaginary, not real, made up.
The characters in the novel are entirely fictional.
شخصیتهای رمان کاملاً تخیلی هستند.
داستانی، حکایتوار، داستانگونه
Relating to or characteristic of fiction; narrative.
She writes fictional stories for children.
او داستانهای تخیلی برای کودکان مینویسد.
دروغی، من درآوردی
False, fabricated, not true.
His excuse was completely fictional.
بهانهاش کاملاً دروغی بود.
عبارتهای مرتبط
- fictional
- پنداشتی، تخیلی، غیر واقعی، ناراستین، ساختگی، وانمودین، وهمی
- fictional
- داستانی، حکایتوار، داستانگونه
- fictional
- دروغی، من درآوردی
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه fiction را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.