دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی feasible به فارسی

عملی، شدنی، ممکن

بریتانیایی: /ˈfiː.zə.bəl/ آمریکایی: /ˈfiː.zə.bəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Anglo-Norman fesable, from Latin facere, Old French fesable, faisable.

صفت

صفت تفضیلی
more feasible
صفت عالی
most feasible
۱.

عملی، شدنی، ممکن

Able to be done in practice.

His plan was dismissed as not feasible.

نقشه‌ی او غیرعملی تلقی شد.

مترادف‌ها: achievable، doable، possible، practicable، workable

متضادها: infeasible، unfeasible

۲.

محتمل، باورپذیر

Likely or plausible.

a feasible story

داستان باورپذیر

۳.

مناسب، شایسته

Suitable or appropriate.

land feasible for cultivation

زمین مناسب برای کشت

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه feasible را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.