دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی fashionable به فارسی

مد روز، باب، رایج

بریتانیایی: /ˈfæʃ.ən.ə.bəl/ آمریکایی: /ˈfæʃ.ən.ə.bəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From fashion + -able.

صفت

صفت تفضیلی
more fashionable
صفت عالی
most fashionable
۱.

مد روز، باب، رایج

Characteristic of or influenced by a current popular trend or style.

Short skirts are fashionable this winter.

این زمستان دامن کوتاه مد است.

مترادف‌ها: styleworthy

متضادها: unfashionable

۲.

رایج، مرسوم، باب روز

Established or favoured by custom or use; current; prevailing at a particular time.

Garments that were fashionable in Ghajar times.

جامه‌هایی که در زمان قاجار مرسوم بودند.

۳.

خوش‌زاده، باوقار

قدیمی

Genteel; well-bred.

The fashionable of the county bowed to the host, and conversation flowed with measured grace.

خانوادهٔ خوش‌زادهٔ شهرستان به میزبان تعظیم کردند و گفت‌وگو با ناز و وقارِ سنجیده‌ای ادامه یافت.

اسم

جمع
fashionables
۴.

مدپرست، شیک‌پوش، خوش‌لباس

A fashionable person; a fop.

The fashionables gathered at the exclusive club.

مدپرستان در باشگاه اختصاصی جمع شدند.

مترادف‌ها: dandy

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه fashionable را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.