دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی facelift به فارسی

جراحی زیبایی صورت برای رفع چین‌وچروک و علائم پیری

بریتانیایی: /ˈfeɪs.lɪft/ آمریکایی: /ˈfeɪs.lɪft/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: face-lift ؛ face lift

ریشه‌شناسی

From face + lift.

اسم

جمع
facelifts
۱.

جراحی زیبایی صورت برای رفع چین‌وچروک و علائم پیری

پزشکی

Plastic surgery to the face to remove wrinkles, fat or various signs of aging.

She decided to get a facelift.

او تصمیم گرفت جراحی زیبایی صورت انجام دهد.

واژه‌های عام‌تر: facioplasty

واژه‌های مرتبط: noselift

۲.

نوسازی، به‌سازی ظاهری

Any activity undertaken to renew, revamp, update, or improve the appearance of something.

The old building will get a facelift with new paint, carpet, and decoration.

ساختمان قدیمی با رنگ و فرش و دکوراسیون جدید نوسازی خواهد شد.

واژه‌های هم‌رده: makeover

فعل

سوم‌شخص مفرد
facelifts
وجه وصفی حال
facelifting
گذشته ساده
facelifted
اسم مفعول
facelifted
۳.

جراحی زیبایی صورت انجام دادن، نوسازی کردن

گذرا

To perform a facelift upon.

The surgeon facelifted the patient.

جراح برای بیمار جراحی زیبایی صورت انجام داد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه facelift را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.