دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی exhaustive به فارسی

دقیق و کامل، فراگیر، جامع، تمام‌عیار

بریتانیایی: /ɪɡˈzɔː.stɪv/ آمریکایی: /ɪɡˈzɑː.stɪv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From exhaust + -ive.

صفت

صفت تفضیلی
more exhaustive
صفت عالی
most exhaustive
۱.

دقیق و کامل، فراگیر، جامع، تمام‌عیار

Including every possible element; fully comprehensive.

We made an exhaustive list.

فهرست کاملی تهیه کردیم.

مترادف‌ها: all-encompassing

واژه‌های عام‌تر: thorough، comprehensive

۲.

بسیار خسته‌کننده، فرساینده

نادر

Causing exhaustion; very tiring.

The exhaustive journey left them exhausted.

سفر بسیار خسته‌کننده آن‌ها را از پا درآورد.

مترادف‌ها: tiring

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه exhaustive را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.