دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی exhaustive به فارسی
دقیق و کامل، فراگیر، جامع، تمامعیار
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From exhaust + -ive.
صفت
- صفت تفضیلی
- more exhaustive
- صفت عالی
- most exhaustive
دقیق و کامل، فراگیر، جامع، تمامعیار
Including every possible element; fully comprehensive.
We made an exhaustive list.
فهرست کاملی تهیه کردیم.
مترادفها: all-encompassing
واژههای عامتر: thorough، comprehensive
بسیار خستهکننده، فرساینده
Causing exhaustion; very tiring.
The exhaustive journey left them exhausted.
سفر بسیار خستهکننده آنها را از پا درآورد.
مترادفها: tiring
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه exhaustive را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.