دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی ethnicity به فارسی
قومیت، ویژگیهای مشترک یک گروه از مردم از نظر نژاد، فرهنگ، زبان یا تجربیات ملی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From ethnic + -ity.
اسم
- جمع
- ethnicities
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
قومیت، ویژگیهای مشترک یک گروه از مردم از نظر نژاد، فرهنگ، زبان یا تجربیات ملی
The common characteristics of a group of people, especially regarding ancestry, culture, language or national experiences.
The festival celebrates the music and dance of many different ethnicities.
این جشنواره موسیقی و رقص بسیاری از قومیتهای مختلف را جشن میگیرد.
یک گروه قومی
An ethnic group.
Several ethnicities live together in this neighborhood.
چندین قومیت در این محله با هم زندگی میکنند.
نژاد، تبار مشترک
Race; common ancestry.
People often ask about my ethnicity.
مردم اغلب در مورد نژاد من میپرسند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه ethnicity را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.