دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی ethics به فارسی
کردارشناسی، علم الاخلاق، بهخویشناسی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English etik, from Middle French ethique, from Late Latin ethica, from Ancient Greek ἠθική (ēthikḗ), from ἦθος (êthos, character).
اسم
- جمع
- ethics
- شمارشپذیری
- uncountable
کردارشناسی، علم الاخلاق، بهخویشناسی
The study of moral principles and values.
Ethics is one of the main three parts of philosophy.
کردارشناسی یکی از سه بخش عمدهی فلسفه است.
رساله (یا مقاله و غیره) در زمینهی کردارشناسی
A treatise or paper on moral principles.
She wrote a paper on ethics for her philosophy class.
او برای کلاس فلسفهاش مقالهای در زمینهی کردارشناسی نوشت.
اخلاقیات، کردارگان، خویگان
The moral principles governing a person, group, or profession.
The code of ethics of our profession is strict.
نظامنامهی اخلاقیات حرفهی ما سختگیرانه است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه ethics را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.