دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی envision به فارسی

تصور کردن، تجسم کردن

آمریکایی: /ɪnˈvɪz·ən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From en- + vision, from Latin visionem.

فعل

سوم‌شخص مفرد
envisions
وجه وصفی حال
envisioning
گذشته ساده
envisioned
اسم مفعول
envisioned
۱.

تصور کردن، تجسم کردن

گذرا

To conceive or see something within one's mind; to imagine.

She could envision a future where everyone lived in peace.

او می‌توانست آینده‌ای را تصور کند که در آن همه در صلح زندگی می‌کنند.

مترادف‌ها: envisage، visualize، imagine

۲.

پیش‌بینی کردن، در نظر گرفتن

گذرا

To foresee or consider as a possibility.

She envisioned a career in teaching.

او شغل معلمی را در نظر گرفت.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه envision را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.