دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی envision به فارسی
تصور کردن، تجسم کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From en- + vision, from Latin visionem.
فعل
- سومشخص مفرد
- envisions
- وجه وصفی حال
- envisioning
- گذشته ساده
- envisioned
- اسم مفعول
- envisioned
تصور کردن، تجسم کردن
To conceive or see something within one's mind; to imagine.
She could envision a future where everyone lived in peace.
او میتوانست آیندهای را تصور کند که در آن همه در صلح زندگی میکنند.
مترادفها: envisage، visualize، imagine
پیشبینی کردن، در نظر گرفتن
To foresee or consider as a possibility.
She envisioned a career in teaching.
او شغل معلمی را در نظر گرفت.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه envision را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.