دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی entail به فارسی

در پی داشتن، مستلزم بودن

بریتانیایی: /ɪnˈteɪl/ آمریکایی: /ɪnˈteɪl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

شکل‌های دیگر: intail archaic

ریشه‌شناسی

From Old French entaillier, meaning to cut in.

فعل

سوم‌شخص مفرد
entails
وجه وصفی حال
entailing
گذشته ساده
entailed
اسم مفعول
entailed
۱.

در پی داشتن، مستلزم بودن

گذرا

To imply, require, or invoke.

This activity will entail careful attention to detail.

این فعالیت نیازمند دقت به جزئیات است.

۲.

انحصار وراثت دادن، حبس کردن مال، وقف کردن

گذراحقوق

To settle or fix inalienably on a person or thing, or on a person and his descendants or a certain line of descendants; said especially of an estate; to bestow as a heritage.

The will entails the family estate to the eldest son.

وصیت‌نامه املاک خانوادگی را به پسر ارشد انحصار وراثت می‌دهد.

۳.

به عنوان وارث تعیین کردن

گذرامنسوخ

To appoint hereditary possessor.

The king entailed the throne upon his nephew, making the title hereditary.

پادشاه تاج و تخت را به برادرزاده‌اش منتقل کرد و آن را ارثی ساخت.

۴.

کنده‌کاری تزئینی کردن

گذرامنسوخ

To cut or carve in an ornamental way.

The craftsman entailed the panel with elaborate arabesques.

صنعتگر تابلو را با نقش‌های پیچیده کنده‌کاری کرد.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From Middle English entaille, from Old French entaille, meaning incision.

اسم

جمع
entails
شمارش‌پذیری
countable
۵.

مال ارثی، مال وقفی، حبس مال

حقوق

That which is entailed; an estate in fee entailed, or limited in descent to a particular class of issue.

The estate will entail to the eldest son upon the father's passing.

املاک به عنوان مال ارثی به پسر ارشد پس از فوت پدر منتقل خواهد شد.

۶.

قاعده‌ی تعیین وراثت، قانون انحصار وراثت

حقوق

The rule by which the descent is fixed.

The entail prevented the estate from being sold.

قانون انحصار وراثت از فروش املاک جلوگیری می‌کرد.

۷.

کنده‌کاری ظریف، نگین‌کاری

منسوخ

Delicately carved ornamental work; intaglio.

The cabinet door bore a delicate entail, with fine incised vines.

درِ کمد حاوی کنده‌کاری ظریفِ نقوش پیچاپیچ بود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه entail را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.