دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی enshrine به فارسی

در داخل ضریح یا زیارتگاه قرار دادن، تقدیس کردن

بریتانیایی: /ɪnˈʃraɪn/ آمریکایی: /ɪnˈʃraɪn/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: inshrine archaic

ریشه‌شناسی

From en- + shrine.

فعل

سوم‌شخص مفرد
enshrines
وجه وصفی حال
enshrining
گذشته ساده
enshrined
اسم مفعول
enshrined
۱.

در داخل ضریح یا زیارتگاه قرار دادن، تقدیس کردن

گذرا

To enclose (a sacred relic etc.) in a shrine or chest.

The ancient relics were enshrined in a beautiful temple.

آثار باستانی در یک معبد زیبا تقدیس شدند.

۲.

تجلیل کردن، بزرگ‌داشتن، ارج نهادن

گذرا

To preserve or cherish (something) as though in a shrine; to preserve or contain, especially with some reverence.

Her name is enshrined in our memory.

نام او در خاطر ما عزیز است.

۳.

در قانون یا معاهده رسمی گنجاندن و محافظت کردن

گذراحقوق

To protect (an idea, ideal, or philosophy) within an official law or treaty.

Other measures will be enshrined in the proposed new law.

اقدامات دیگری در قانون پیشنهادی جدید گنجانده خواهد شد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه enshrine را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.