دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی enshrine به فارسی
در داخل ضریح یا زیارتگاه قرار دادن، تقدیس کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: inshrine archaic
ریشهشناسی
From en- + shrine.
فعل
- سومشخص مفرد
- enshrines
- وجه وصفی حال
- enshrining
- گذشته ساده
- enshrined
- اسم مفعول
- enshrined
در داخل ضریح یا زیارتگاه قرار دادن، تقدیس کردن
To enclose (a sacred relic etc.) in a shrine or chest.
The ancient relics were enshrined in a beautiful temple.
آثار باستانی در یک معبد زیبا تقدیس شدند.
تجلیل کردن، بزرگداشتن، ارج نهادن
To preserve or cherish (something) as though in a shrine; to preserve or contain, especially with some reverence.
Her name is enshrined in our memory.
نام او در خاطر ما عزیز است.
در قانون یا معاهده رسمی گنجاندن و محافظت کردن
To protect (an idea, ideal, or philosophy) within an official law or treaty.
Other measures will be enshrined in the proposed new law.
اقدامات دیگری در قانون پیشنهادی جدید گنجانده خواهد شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه enshrine را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.