دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی efficiency به فارسی

میزان استفاده از یک منبع برای هدف مورد نظر

بریتانیایی: /ɪˈfɪʃ.ən.si/ آمریکایی: /ɪˈfɪʃ.ən.si/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin efficientia, equivalent to efficient + -cy.

اسم

جمع
efficiencies
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

میزان استفاده از یک منبع برای هدف مورد نظر

The extent to which a resource is used for the intended purpose.

The new employee's diligence and efficiency impressed everyone.

سخت‌کوشی و کارایی کارمند جدید همه را تحت تأثیر قرار داد.

متضادها: inefficiency، wastefulness

۲.

بازده، راندمان

مهندسیفیزیک

The ratio of useful work to energy expended.

The efficiency of this loudspeaker is 40%.

بازده این بلندگو ۴۰ درصد است.

۳.

میزان استفاده بهینه از زمان برای انجام کار مورد نظر

The extent to which time is well used for the intended task.

The efficiency of the planning department is deplorable.

بازدهی بخش برنامه‌ریزی اسفناک است.

۴.

کیفیت تولید یک اثر یا آثار

قدیمی

The quality of producing an effect or effects.

The efficiency of the medicine wrought swift relief to the feverish patient.

کارایی دارو به سرعت تسکین بیمار تب‌دار را به وجود آورد.

۵.

آپارتمان یک‌اتاقه، استودیو

آمریکایی

A one-room apartment.

I have an efficiency available June through July.

من یک آپارتمان یک‌اتاقه از ژوئن تا ژوئیه در اختیار دارم.

مترادف‌ها: efficiency apartment، studio apartment

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه efficiency را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.