دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی educate به فارسی
آموزش دادن، تعلیم دادن، تربیت کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From Latin educatus, past participle of educare, to bring up, train.
فعل
- سومشخص مفرد
- educates
- وجه وصفی حال
- educating
- گذشته ساده
- educated
- اسم مفعول
- educated
آموزش دادن، تعلیم دادن، تربیت کردن
To instruct or train, especially through formal schooling.
Teachers educate students.
آموزگاران دانش آموزان را تربیت می کنند.
مترادفها: instruct، teach
متضادها: ignorize
گسترش دادن یا بهبود بخشیدن (به سلیقه، بصیرت و غیره)
To broaden or refine (taste, insight, etc.).
We must try to educate our spiritual values.
همگی باید بکوشیم تا ارزشهای معنوی خود را بالا ببریم.
هزینه تحصیل کسی را دادن، به مدرسه فرستادن
To pay for the education of someone.
His parents worked hard to educate him at a prestigious university.
والدینش سخت کار کردند تا هزینه تحصیل او را در یک دانشگاه معتبر بپردازند.
آگاه کردن، اطلاعرسانی کردن درباره یک موضوع
To inform or raise awareness about a subject.
Humans must educate themselves about conservation.
انسانها باید دربارهی حفظ محیط زیست آگاهی به دست آورند.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From Latin educatus, past participle of educare.
صفت
- صفت تفضیلی
- more educate
- صفت عالی
- most educate
تحصیلکرده، آموزشدیده
Educated.
He is educated, and can discuss classical authors with ease.
او تحصیلکرده است و میتواند با آسانی درباره نویسندگان کلاسیک بحث کند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه educate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.