دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی ecstatic به فارسی

از خود بی‌خود، شوریده، سرمست، سرخوش

بریتانیایی: /ɪkˈstæt.ɪk/ آمریکایی: /ekˈstæt̬.ɪk/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: ecstatick obsolete؛ extatic obsolete؛ extatick obsolete؛ extatique obsolete، rare

ریشه‌شناسی

From Ancient Greek ἐκστατικός (ekstatikós), by surface analysis ecstasy + -tic.

صفت

صفت تفضیلی
more ecstatic
صفت عالی
most ecstatic
۱.

از خود بی‌خود، شوریده، سرمست، سرخوش

Feeling or characterized by ecstasy.

She was ecstatic when she heard the good news about her promotion.

او وقتی خبر خوب ارتقای شغلی‌اش را شنید، بی‌خویش شد.

مترادف‌ها: delirious، rapturous

۲.

بسیار خوشحال، وجدآور، بی‌نهایت شاد

Extremely happy.

She became ecstatic upon seeing her long-lost child.

با دیدن فرزند گم‌گشته‌ی خود از خود بی‌خود شد.

مترادف‌ها: blissful، elated، euphoric، joyful، joyous

۳.

خلسه‌ای، وابسته به خلسه، بی‌خویشانه

Relating to, or caused by, ecstasy or excessive emotion.

The ecstatic element in medieval religions.

عامل خلسه در ادیان قرون وسطایی.

اسم

جمع
ecstatics
۴.

شور و شعف، گفتار یا کردار در حالت خلسه

chiefly plural

Transports of delight; words or actions performed in a state of ecstasy.

The crowd's ecstatics were contagious.

شور و شعف جمعیت مسری بود.

۵.

فردی در حالت خلسه، شخص از خود بی‌خود

A person in a state of ecstasy.

The ecstatic danced wildly.

فرد از خود بی‌خود به‌شدت می‌رقصید.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه ecstatic را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.