دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی economic به فارسی

اقتصادی

بریتانیایی: /iː.kəˈnɒm.ɪk/ آمریکایی: /iː.kəˈnɑː.mɪk/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: economick archaic؛ œconomic archaic؛ œconomick obsolete

Modern usage prefers economic when describing the economy of a region or country (and when referring to personal or family budgeting). Economical is preferred when referring to thrift or value for money.

ریشه‌شناسی

From Middle French economique, from Latin oeconomicus, from Greek oikonomikos.

صفت

صفت تفضیلی
more economic
صفت عالی
most economic
۱.

اقتصادی

Pertaining to an economy.

The country faces serious economic problems.

کشور با مشکلات اقتصادی جدی روبرو است.

۲.

مقرون به صرفه، باصرفه

Frugal; cheap (in the sense of representing good value); economical.

Buying in bulk is more economic than purchasing small quantities.

خرید به صورت عمده مقرون به صرفه‌تر از خرید به مقدار کم است.

۳.

مربوط به مطالعه پول و جابجایی آن

Pertaining to the study of money and its movement.

The government introduced new economic policies to boost growth.

دولت سیاست‌های اقتصادی جدیدی برای افزایش رشد معرفی کرد.

۴.

مربوط به مدیریت خانه

منسوخ

Pertaining to the management of a household.

In a well-run household, the economic duties of the mistress kept the pantry stocked and the ledgers balanced.

در یک خانه به‌خوبی اداره‌شده، وظایف اقتصادیِ بانوی خانه باعث می‌شد انبار پر از مواد باشد و دفتر کل‌ها متوازن بماند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه economic را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.