دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی doctrine به فارسی
آموزه، اعتقاد (بهویژه در مسائل فلسفی یا الهیاتی)
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin doctrina, meaning teaching or instruction.
اسم
- جمع
- doctrines
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
آموزه، اعتقاد (بهویژه در مسائل فلسفی یا الهیاتی)
A belief or tenet, especially about philosophical or theological matters.
The Incarnation is a basic doctrine of Christianity.
تجسد یکی از آموزههای اساسی مسیحیت است.
مجموعه تعالیم یک ایدئولوژی (بهویژه دین) یا رهبر، سازمان، گروه یا متن ایدئولوژیک یا دینی
The body of teachings of an ideology, most often a religion, or of an ideological or religious leader, organization, group, or text.
What is the understanding of marriage and family in orthodox Marxist doctrine?
درک ازدواج و خانواده در دکترین مارکسیستی ارتدوکس چیست؟
اصل، قاعده (در حقوق)
A principle or rule established in law.
The court's decision was based on the doctrine of separation of powers.
تصمیم دادگاه بر اساس اصل تفکیک قوا بود.
دکترین، اصل سیاسی (در روابط خارجی)
A self-imposed policy governing some aspect of a country's foreign relations, especially regarding what sort of behavior it will or will not tolerate from other countries.
The Monroe Doctrine was a key U.S. foreign policy.
دکترین مونرو یک سیاست خارجی کلیدی ایالات متحده بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه doctrine را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.