دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی diversity به فارسی
تفاوت، اختلاف، ناجوری، ناهمجوری، ناسانی، عدم تشابه، دگرسانی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French diversité, from Latin dīversitās.
اسم
- جمع
- diversities
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
تفاوت، اختلاف، ناجوری، ناهمجوری، ناسانی، عدم تشابه، دگرسانی
The quality of being diverse or different; difference or unlikeness.
the climatic diversities which result in the creation of different plants
تفاوتهای آب و هوا که موجب بوجود آمدن گیاهان مختلف میشود.
تنوع، چندسانی، گوناگونی، جورواجوری
A variety; diverse types or examples.
the wide diversity of tastes and opinions
چندسانی (تنوع) گستردهی سلیقهها و عقاید
مترادفها: selection
گنجایش برابر فرصتها، تنوعگرایی
Equal-opportunity inclusion.
The company promotes diversity in hiring.
شرکت تنوع را در استخدام ترویج میکند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه diversity را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.