دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی diversity به فارسی

تفاوت، اختلاف، ناجوری، ناهمجوری، ناسانی، عدم تشابه، دگرسانی

بریتانیایی: /daɪˈvɜː.sə.ti/ آمریکایی: /dɪˈvɝː.sə.t̬i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Old French diversité, from Latin dīversitās.

اسم

جمع
diversities
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

تفاوت، اختلاف، ناجوری، ناهمجوری، ناسانی، عدم تشابه، دگرسانی

The quality of being diverse or different; difference or unlikeness.

the climatic diversities which result in the creation of different plants

تفاوت‌های آب و هوا که موجب بوجود آمدن گیاهان مختلف می‌شود.

۲.

تنوع، چندسانی، گوناگونی، جورواجوری

A variety; diverse types or examples.

the wide diversity of tastes and opinions

چندسانی (تنوع) گسترده‌ی سلیقه‌ها و عقاید

مترادف‌ها: selection

۳.

گنجایش برابر فرصت‌ها، تنوع‌گرایی

کسب‌وکار

Equal-opportunity inclusion.

The company promotes diversity in hiring.

شرکت تنوع را در استخدام ترویج می‌کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه diversity را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.