دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی distraught به فارسی
پریشان خاطر، پریشان، آشفته، شوریده، سراسیمه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English, merger of distract and straught.
صفت
- صفت تفضیلی
- more distraught
- صفت عالی
- most distraught
پریشان خاطر، پریشان، آشفته، شوریده، سراسیمه
Deeply hurt, saddened, or worried; incapacitated by distress.
She was distraught with grief for her dead husband.
سوگواری برای شوهر مردهاش او را کاملا شوریده حال کرده بود.
مترادفها: distressed، heartsore، pained
دیوانه، مجنون
Mad; insane.
He was distraught, raving like a madman.
او دیوانه شده بود و مثل یک دیوانه هذیان میگفت.
مترادفها: cracked، demented
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه distraught را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.