دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی disruptive به فارسی
مختلکننده، بههمزننده، مخل، مزاحم
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From disrupt + -ive.
صفت
- صفت تفضیلی
- more disruptive
- صفت عالی
- most disruptive
مختلکننده، بههمزننده، مخل، مزاحم
Causing disruption or unrest.
Children who exhibit disruptive behaviour may be expelled from school.
کودکانی که رفتار مختلکننده از خود نشان میدهند ممکن است از مدرسه اخراج شوند.
متضادها: non-disruptive، nondisruptive
دگرگونساز، تحولآفرین (در بازار)
Causing major change, as in a market.
Disruptive technologies can reshape entire industries.
فناوریهای دگرگونساز میتوانند کل صنایع را دوباره شکل دهند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه disruptive را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.