دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی disruptive به فارسی

مختل‌کننده، به‌هم‌زننده، مخل، مزاحم

بریتانیایی: /dɪsˈrʌp.tɪv/ آمریکایی: /dɪsˈrʌp.tɪv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From disrupt + -ive.

صفت

صفت تفضیلی
more disruptive
صفت عالی
most disruptive
۱.

مختل‌کننده، به‌هم‌زننده، مخل، مزاحم

Causing disruption or unrest.

Children who exhibit disruptive behaviour may be expelled from school.

کودکانی که رفتار مختل‌کننده از خود نشان می‌دهند ممکن است از مدرسه اخراج شوند.

متضادها: non-disruptive، nondisruptive

۲.

دگرگون‌ساز، تحول‌آفرین (در بازار)

کسب‌وکار

Causing major change, as in a market.

Disruptive technologies can reshape entire industries.

فناوری‌های دگرگون‌ساز می‌توانند کل صنایع را دوباره شکل دهند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه disruptive را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.