دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی disloyalty به فارسی

اعمال حاکی از بی‌وفایی، کار خائنانه

بریتانیایی: /ˌdɪsˈlɔɪ.əl.ti/ آمریکایی: /ˌdɪsˈlɔɪ.əl.ti/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Old French desloiauté, from des- + loiauté (loyalty).

اسم

جمع
disloyalties
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

اعمال حاکی از بی‌وفایی، کار خائنانه

countable

An act of being disloyal; a betrayal, faithbreach.

he was accused of disloyalty and expelled from the party

به اتهام خیانتکاری از حزب اخراج شد.

۲.

بی‌وفایی، بدعهدی، بدپیمانی

uncountable

The quality of being disloyal.

he was afraid lest his kindness toward his stepmother be construed as disloyalty to his own mother

می‌ترسید که مبادا مهربانی‌او به نامادریش نوعی بی‌وفایی نسبت به مادرش تلقی شود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه disloyalty را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.