دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی disloyalty به فارسی
اعمال حاکی از بیوفایی، کار خائنانه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French desloiauté, from des- + loiauté (loyalty).
اسم
- جمع
- disloyalties
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
اعمال حاکی از بیوفایی، کار خائنانه
An act of being disloyal; a betrayal, faithbreach.
he was accused of disloyalty and expelled from the party
به اتهام خیانتکاری از حزب اخراج شد.
بیوفایی، بدعهدی، بدپیمانی
The quality of being disloyal.
he was afraid lest his kindness toward his stepmother be construed as disloyalty to his own mother
میترسید که مبادا مهربانیاو به نامادریش نوعی بیوفایی نسبت به مادرش تلقی شود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه disloyalty را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.