دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی dishonour به فارسی
ننگ، رسوایی، بیآبرویی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: dishonor US
ریشهشناسی
From Old French deshonor, equivalent to dis- + honour.
اسم
- جمع
- dishonours
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
ننگ، رسوایی، بیآبرویی
Shame or disgrace.
You have brought dishonour upon the family.
شما برای خانواده ننگ به ارمغان آوردهاید.
مترادفها: unhonour
عدم شرافت، بیآبرویی
Lack of honour or integrity.
His dishonour was known to all.
بیعصمتی او برای همه آشکار بود.
عدم قبول یا پرداخت برات توسط محالعلیه
Failure or refusal of the drawee or intended acceptor of a negotiable instrument to accept or pay it.
The bank noted the dishonour of the cheque.
بانک عدم پرداخت چک را ثبت کرد.
فعل
- سومشخص مفرد
- dishonours
- وجه وصفی حال
- dishonouring
- گذشته ساده
- dishonoured
- اسم مفعول
- dishonoured
بیآبرو کردن، رسوا کردن، ننگین کردن
To bring disgrace upon someone or something; to shame.
You have dishonoured the family.
شما خانواده را بیآبرو کردهاید.
عدم پرداخت یا قبول کردن (مثل چک)
To refuse to accept something, such as a cheque; to not honor.
The bank dishonoured his cheque.
بانک چک او را پرداخت نکرد.
تجاوز کردن، بیعصمت کردن
To violate or rape.
The invaders dishonoured the captive by raping her.
مهاجمان اسیر را با تجاوز رسوا کردند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه dishonour را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.