دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی dishonesty به فارسی

نادرستی، بی‌امانتی، ناامینی، نادرستکاری

بریتانیایی: /dɪˈsɒn.ɪ.sti/ آمریکایی: /dɪˈsɑː.nə.sti/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English dishoneste, from Old French deshoneste, equivalent to dis- + honesty or dishonest + -y.

اسم

جمع
dishonesties
شمارش‌پذیری
uncountable
۱.

نادرستی، بی‌امانتی، ناامینی، نادرستکاری

uncountable

The characteristic or condition of being dishonest.

they accused him of dishonesty

او را به نادرستی متهم کردند.

متضادها: honesty

۲.

دروغ‌پردازی، دوز و کلک، حقه‌بازی

countable

An act which is fraudulent or otherwise dishonest.

his dishonesties finally landed him in jail

حقه‌بازی‌های او بالاخره کارش را به زندان کشاند.

۳.

ننگ، رسوایی

uncountableمنسوخ

Shamefulness, disgrace.

The dishonesty of his conduct brought disgrace upon his family, and the village elders spoke of restitution being demanded.

نادرستیِ رفتار او رسوایی برای خانواده‌اش به همراه داشت و بزرگان دهکده از جبران خسارت سخن می‌گفتند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه dishonesty را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.