دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی disadvantage به فارسی
نقطهی ضعف، کاستی، عیب
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: disadvauntage obsolete
ریشهشناسی
From Middle English disavauntage, from Old French desavantage.
اسم
- جمع
- disadvantages
- شمارشپذیری
- countable
نقطهی ضعف، کاستی، عیب
A weakness or undesirable characteristic; a drawback.
The disadvantage to owning a food processor is that you have to store it somewhere.
عیب داشتن غذاساز این است که باید جایی برای نگهداری آن پیدا کنید.
مترادفها: drawback، downside
نقطه ضعف، مانع
A setback or handicap.
My height is a disadvantage for reaching high shelves.
قد من برای رسیدن به قفسههای بلند یک نقطه ضعف است.
مترادفها: weakness
صدمه، آسیب، گزند
Loss; detriment; hindrance.
They spread reports to the disadvantage of the candidate.
آنان شایعاتی را پراکنده میکنند که به ضرر نامزد انتخاباتی است.
فعل
- سومشخص مفرد
- disadvantages
- وجه وصفی حال
- disadvantaging
- گذشته ساده
- disadvantaged
- اسم مفعول
- disadvantaged
در وضع نامساعد قرار دادن، زیان رساندن
To place at a disadvantage.
They fear it might disadvantage honest participants to allow automated entries.
آنها میترسند که اجازه دادن به ورودیهای خودکار، شرکتکنندگان صادق را در وضع نامساعدی قرار دهد.
مترادفها: tell against
اصطلاحها و عبارتها
at a disadvantage
(نسبت به دیگری) در وضع نابرابر قرار داشتن
In an unfavorable position compared to someone else.
The team was at a disadvantage because their star player was injured.
تیم به دلیل مصدومیت بازیکن ستارهاش در وضع نابرابری قرار داشت.
عبارتهای مرتبط
- at a disadvantage
- (نسبت به دیگری) در وضع نابرابر قرار داشتن
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه disadvantage را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.