دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی dictatorship به فارسی

حکومت استبداد، نظام دیکتاتوری، دستگاه زورگویی

بریتانیایی: /dɪkˈteɪ.tə.ʃɪp/ آمریکایی: /dɪkˈteɪ.t̬ɚ.ʃɪp/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From dictator + -ship.

اسم

جمع
dictatorships
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

حکومت استبداد، نظام دیکتاتوری، دستگاه زورگویی

A type of government where absolute sovereignty is allotted to an individual or a small clique.

There were no elections during Franco's dictatorship.

در دوران دیکتاتوری فرانکو هیچ انتخاباتی برگزار نشد.

مترادف‌ها: absolutism، autocracy، despotism، tyranny

۲.

دیکتاتوری، زورگویی، استبداد

A government which exercises autocratic rule.

The country suffered under a harsh dictatorship for many years.

کشور برای سال‌های زیادی تحت یک دیکتاتوری سخت رنج برد.

۳.

هر خانواده، نهاد یا سازمان دیگری که تحت چنین حاکمیت یا خودکامگی اداره می‌شود.

Any household, institution, or other organization that is run under such sovereignty or autocracy.

People became fed up with his dictatorship.

مردم از زورگویی‌های او بیزار شدند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه dictatorship را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.