دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی diabetes به فارسی
مرض قند، دیابت، بیماری دولاب، میزهروی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin diabētēs, from Greek διαβήτης, from διαβαίνειν 'to pass through'.
اسم
- شمارشپذیری
- uncountable
مرض قند، دیابت، بیماری دولاب، میزهروی
Any of a group of metabolic diseases characterized by high blood sugar due to insufficient insulin production or resistance.
My uncle was diagnosed with diabetes last year and now he has to monitor his blood sugar daily.
عموی من سال گذشته تشخیص داده شد که دیابت دارد و حالا باید روزانه قند خون خود را کنترل کند.
مترادفها: diabetes mellitus، DM
خوراکی یا نوشیدنی با قند بالا
Any food or beverage with a high amount of sugar.
This cake is pure diabetes!
این کیک سرشار از قنده!
دیابت بیمزه، بیماریای که با ادرار زیاد مشخص میشود
Diabetes insipidus; a condition characterized by excessive urination due to vasopressin deficiency or resistance.
Diabetes insipidus is different from diabetes mellitus.
دیابت بیمزه با دیابت شیرین متفاوت است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه diabetes را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.