دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی devastate به فارسی

ویران کردن، با خاک یکسان کردن، خراب کردن

بریتانیایی: /ˈdev.ə.steɪt/ آمریکایی: /ˈdev.ə.steɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin dēvastātus, from dēvastō, meaning to lay waste.

فعل

سوم‌شخص مفرد
devastates
وجه وصفی حال
devastating
گذشته ساده
devastated
اسم مفعول
devastated
۱.

ویران کردن، با خاک یکسان کردن، خراب کردن

گذرا

To ruin many or all things over a large area.

Each one of these bombs can devastate a city.

هریک از این بمب‌ها می‌تواند شهری را با خاک یکسان کند.

مترادف‌ها: destroy، raze

۲.

نابود کردن (مجموعه‌ای از ایده‌ها یا باورها)

گذرا

To destroy a whole collection of related ideas, beliefs, or strongly held opinions.

The new evidence devastated his argument.

شواهد جدید استدلال او را نابود کرد.

۳.

چنان خراب کردن که قابل ترمیم نباشد

گذرا

To break beyond recovery or repair, leaving only abandonment or clearing away of remains.

The earthquake devastated the entire region.

زلزله تمام منطقه را ویران کرد.

۴.

گیج و سراسیمه کردن، خرد کردن (از نظر روحی)

گذرا

To greatly demoralize or cause intense grief or dismay.

The teacher's devastating criticism left him speechless.

انتقاد خردکننده‌ی معلم او را بی‌زبان کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه devastate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.