دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی devalue به فارسی
ارزش یا اهمیت چیزی یا کسی را کم کردن، ارجکاهی کردن، ارزشکاهی کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From de- + value.
فعل
- سومشخص مفرد
- devalues
- وجه وصفی حال
- devaluing
- گذشته ساده
- devalued
- اسم مفعول
- devalued
ارزش یا اهمیت چیزی یا کسی را کم کردن، ارجکاهی کردن، ارزشکاهی کردن
To lower or remove the value of something.
Her childish behavior devalued her in my eyes.
رفتار بچگانهی آن زن ارزش او را در نظرم کم کرد.
مترادفها: devaluate
از ارزش افتادن، کاهش ارزش یافتن
To lose value; to depreciate.
The currency devalued sharply after the crisis.
پس از بحران، ارزش پول به شدت کاهش یافت.
ارزکاهی کردن، از برابری پول کاستن
To reduce the exchange value of a currency.
The government decided to devalue the currency to boost exports.
دولت تصمیم گرفت ارزش پول را کاهش دهد تا صادرات را افزایش دهد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه devalue را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.