دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی deterrent به فارسی

بازدارنده، پیشگیر، انصراف‌انگیز

بریتانیایی: /dɪˈter.ənt/ آمریکایی: /dɪˈter.ənt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin dēterrēns, dēterrentem.

صفت

صفت تفضیلی
more deterrent
صفت عالی
most deterrent
۱.

بازدارنده، پیشگیر، انصراف‌انگیز

Serving to deter, preventing something from happening.

deterrent weapons

سلاح‌های انصراف‌انگیز (بازدار)

اسم

جمع
deterrents
۲.

بازدارنده، عامل بازدار، سلاح بازدارنده

Something that deters.

fining him will be a deterrent to others

جریمه کردن او عامل بازدارنده‌ای برای دیگران خواهد بود.

deterrents such as the atomic bomb and rockets

سلاح‌های بازدارنده مانند بمب اتمی و موشک

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه deterrent را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.