دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی deterrent به فارسی
بازدارنده، پیشگیر، انصرافانگیز
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin dēterrēns, dēterrentem.
صفت
- صفت تفضیلی
- more deterrent
- صفت عالی
- most deterrent
بازدارنده، پیشگیر، انصرافانگیز
Serving to deter, preventing something from happening.
deterrent weapons
سلاحهای انصرافانگیز (بازدار)
اسم
- جمع
- deterrents
بازدارنده، عامل بازدار، سلاح بازدارنده
Something that deters.
fining him will be a deterrent to others
جریمه کردن او عامل بازدارندهای برای دیگران خواهد بود.
deterrents such as the atomic bomb and rockets
سلاحهای بازدارنده مانند بمب اتمی و موشک
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه deterrent را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.