دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی determined به فارسی
مصمم، بااراده، قاطع
بریتانیایی: /dɪˈtɜːmɪnd/ آمریکایی: /dɪˈtɜːrmɪnd/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
صفت
۱.
مصمم، بااراده، قاطع
Having a strong desire to do something, not giving up easily.
He is determined to go.
او مصمم است که برود.
۲.
مصممانه، مصرانه، قاطعانه
Showing firmness of purpose; resolute.
She made a determined effort to succeed.
او کوشش مصممانهای برای موفقیت کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه determined را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.