دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی detection به فارسی

کشف، شناسایی، پی‌بری

بریتانیایی: /dɪˈtek.ʃən/ آمریکایی: /dɪˈtek.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin detectio, from detegere, meaning to uncover.

اسم

جمع
detections
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

کشف، شناسایی، پی‌بری

The act or process of discovering something hidden or not easily noticed.

the detection of crime

کشف جنایت

۲.

اتهام‌زنی، افشای جرم یا بدعت

منسوخ

The act of accusing someone of a crime or heresy.

The detection of heresy by the inquisition could ruin a man's life, and he stood silent as the flames drew near.

افشای بدعت توسط دادگاه بازخواست می‌توانست زندگی یک مرد را نابود کند و او ساکت ایستاده بود در حالی که آتش نزدیک می‌شد.

مترادف‌ها: accusation

۳.

آشکارسازی، دمدولاسیون

مهندسی برق

The process of extracting a signal from a carrier wave.

The radio uses detection to convert the signal into audio.

رادیو از آشکارسازی برای تبدیل سیگنال به صدا استفاده می‌کند.

مترادف‌ها: demodulation

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه detection را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.