دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی denote به فارسی

نشانگر بودن، حاکی بودن، دلالت کردن بر

بریتانیایی: /dɪˈnəʊt/ آمریکایی: /dɪˈnoʊt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French denoter, from Latin denotare, from de- and notare.

فعل

سوم‌شخص مفرد
denotes
وجه وصفی حال
denoting
گذشته ساده
denoted
اسم مفعول
denoted
۱.

نشانگر بودن، حاکی بودن، دلالت کردن بر

گذرا

To indicate; to mark.

The yellow blazes denote the trail.

نشانه‌های زرد مسیر را مشخص می‌کنند.

۲.

معنی صریح دادن، دقیقاً معنی دادن

گذرا

To refer to literally; to convey as objective meaning.

The prefix pre- denotes "before", as in preview.

پیشوند pre- به معنای «پیش» است، مانند preview.

واژه‌های هم‌رده: connote، evoke، allude

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه denote را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.