دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی dementia به فارسی
زوال عقل، کاهش پیشرونده تواناییهای شناختی به دلیل آسیب یا بیماری مغز
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Borrowed from Latin dementia.
اسم
- جمع
- dementias، dementiae
- شمارشپذیری
- usually uncountable
زوال عقل، کاهش پیشرونده تواناییهای شناختی به دلیل آسیب یا بیماری مغز
A progressive decline in cognitive function due to damage or disease in the brain beyond what might be expected from normal aging. Areas particularly affected include memory, attention, judgement, language and problem solving.
Her grandmother was diagnosed with dementia last year.
مادربزرگ او سال گذشته به زوال عقل تشخیص داده شد.
دیوانگی، جنون، از دست دادن مشاعر
Madness or insanity.
In older texts, dementia was sometimes used to refer to madness.
در متون قدیمی، گاهی dementia به معنای دیوانگی به کار میرفت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه dementia را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.