دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی degrade به فارسی
تنزل رتبه دادن، فروزینه کردن، پست کردن، کم ارزش کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French dégrader.
فعل
- سومشخص مفرد
- degrades
- وجه وصفی حال
- degrading
- گذشته ساده
- degraded
- اسم مفعول
- degraded
تنزل رتبه دادن، فروزینه کردن، پست کردن، کم ارزش کردن
To lower in value or social position.
Fred degrades himself by his behaviour.
فرد با رفتارش خود را خوار و خفیف میکند.
مترادفها: demean
تجزیه شدن، استحاله شدن، کاهش کیفیت یافتن
To reduce in quality or purity.
The DNA sample has degraded.
نمونهی DNA تجزیه شده است.
فرو ساییدن، نهشتبری کردن
To reduce in altitude or magnitude, as hills and mountains; to wear down.
Over time, the river's flow will degrade the rocky banks.
با گذشت زمان، جریان رودخانه سواحل سنگی را فرو سایید.
اصطلاحها و عبارتها
feel degraded
احساس هتک آبرو کردن، احساس خفت کردن
To feel humiliated or dishonored.
She felt degraded by the unfair criticism.
او از انتقاد ناعادلانه احساس خفت کرد.
عبارتهای مرتبط
- feel degraded
- احساس هتک آبرو کردن، احساس خفت کردن
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه degrade را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.