دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی cynicism به فارسی
بدبینی، بدگمانی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From cynic + -ism, after Cynicism.
اسم
- جمع
- cynicisms
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
بدبینی، بدگمانی
A distrustful attitude.
His cynicism made him doubt the sincerity of every generous act.
بدبینی او باعث میشد به صداقت هر عمل سخاوتمندانهای شک کند.
واژههای همرده: skepticism
دژمانی، دژآگاهی، بدبینی نسبت به انگیزههای دیگران
An emotion of jaded negativity, or a general distrust of the integrity or professed motives of other people.
his cynicism about the future demoralized others
بدبینی او دربارهی آینده دیگران را دلسرد میکرد.
اظهار یا عمل بدبینانه و تمسخرآمیز
A scornfully pessimistic comment or act.
His cynicism about the project was unwelcome.
اظهار بدبینانهی او درباره پروژه ناخوشایند بود.
فلسفهی کلبی، فلسفهی کلبیون
A school of thought in the philosophy of Ancient Greece.
Cynicism was founded by Antisthenes.
فلسفهی کلبی توسط آنتیستنس بنیانگذاری شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه cynicism را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.