دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی cylinder به فارسی
استوانه، سطحی که از امتداد یک منحنی بسته در امتداد یک محور ایجاد میشود
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French cylindre, from Latin cylindrus, from Greek kylindros, from kylindein to roll.
اسم
- جمع
- cylinders
استوانه، سطحی که از امتداد یک منحنی بسته در امتداد یک محور ایجاد میشود
A surface created by projecting a closed two-dimensional curve along an axis intersecting the plane of the curve.
A right circular cylinder is a common shape.
استوانهی قائم دایرهای شکلی رایج است.
جسم استوانهای، حجم محصور بین دو صفحهی موازی و سطح استوانه
A solid figure bounded by a cylinder and two parallel planes intersecting the cylinder.
The volume of a cylinder is easy to calculate.
حجم استوانه به راحتی محاسبه میشود.
هر چیز استوانهسان، شیء استوانهای شکل
Any object in the form of a circular cylinder.
The pillar was a perfect cylinder.
ستون یک استوانهی کامل بود.
سیلندر، محفظهای استوانهای در یک مکانیزم
A cylindrical cavity or chamber in a mechanism, such as the counterpart to a piston.
The engine cylinder needs to be replaced.
سیلندر موتور باید تعویض شود.
محفظهی پیستون در موتور یا پمپ
The space in which a piston travels inside a reciprocating engine or pump.
A five-cylinder engine runs smoothly.
موتور پنج سیلندر نرم کار میکند.
کپسول گاز، مخزن استوانهای گاز فشرده
A container in the form of a cylinder with rounded ends for storing pressurized gas.
We need a new gas cylinder for the stove.
برای اجاق گاز به یک کپسول گاز جدید نیاز داریم.
استوانهی گرامافون، صفحهی استوانهای مومی
An early form of phonograph recording, made on a wax cylinder.
The curator set the wax cylinder on the phonograph, and a faint recording crackled to life.
نگهبان موزه استوانه مومی را روی گرامافون گذاشت و یک ضبط قدیمی با خش خش ضعیفی به صدا درآمد.
گردونهی رولور، محفظهی فشنگها در رولور
The part of a revolver that contains chambers for the cartridges.
He spun the cylinder of his revolver.
او گردونهی رولورش را چرخاند.
سیلندر (در دیسک سخت)، مجموعهای از مسیرهای همردیف در هارد دیسک
The corresponding tracks on a vertical arrangement of disks in a disk drive considered as a unit of data capacity.
The hard drive has 1024 cylinders.
هارد دیسک ۱۰۲۴ سیلندر دارد.
فعل
- سومشخص مفرد
- cylinders
- وجه وصفی حال
- cylindering
- گذشته ساده
- cylindered
- اسم مفعول
- cylindered
نورد کردن، غلتک زدن، بین غلتکها فشار دادن برای براق کردن
To calender; to press (paper, etc.) between rollers to make it glossy.
The paper is cylindered to give it a smooth finish.
کاغذ نورد میشود تا سطحی صاف پیدا کند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه cylinder را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.