دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی cycle به فارسی

چرخه، دور، گردش، دوره

بریتانیایی: /ˈsaɪ.kəl/ آمریکایی: /ˈsaɪ.kəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English cicle, from Late Latin cyclus, from Ancient Greek κύκλος (kúklos, "circle").

اسم

جمع
cycles
۱.

چرخه، دور، گردش، دوره

An interval of space or time in which one set of events or phenomena is completed.

the cycle of the seasons

گردش فصل‌های سال

۲.

یک دور کامل چرخش

A complete rotation of anything.

one thousand cycles per minute

هزار دور در دقیقه

۳.

فرایندی که به آغاز خود بازمی‌گردد و تکرار می‌شود

A process that returns to its beginning and then repeats itself in the same sequence.

the electoral cycle

چرخه انتخاباتی

۴.

اعضای دنباله‌ای که از چنین فرایندی تشکیل می‌شود

The members of the sequence formed by such a process.

the business cycle

چرخه اقتصادی

۵.

در نظریه مجموعه‌های موسیقی، مجموعه کلاس‌های زیروبمی حاصل از اعمال مکرر یک کلاس فاصله

موسیقی

In musical set theory, an interval cycle is the set of pitch classes resulting from repeatedly applying the same interval class to the starting pitch class.

The interval cycle C4 consists of the pitch classes 0, 4 and 8.

سیکل فاصله C4 شامل کلاس‌های زیروبمی 0، 4 و 8 است.

۶.

مجموعه‌ای از اشعار، ترانه‌ها یا آثار هنری دیگر، معمولاً طولانی‌تر از سه‌گانه

A series of poems, songs or other works of art, typically longer than a trilogy.

The "Ring of the Nibelung" is a cycle of four operas.

حلقه نیبلونگ مجموعه‌ای از چهار اپرا است.

۷.

برنامه روی ماشین لباسشویی، ظرفشویی یا دستگاه مشابه

A programme on a washing machine, dishwasher, or other such device.

Put the washing in on a warm cycle.

لباس‌ها را روی برنامه گرم بگذار.

۸.

وسیله نقلیه پدالی مانند یک‌چرخه، دوچرخه یا سه‌چرخه، یا وسیله نقلیه موتوری با دو یا سه چرخ

A pedal-powered vehicle, such as a unicycle, bicycle, or tricycle, or a motorized vehicle that has either two or three wheels.

She rode her cycle to the park.

او با دوچرخه‌اش به پارک رفت.

واژه‌های خاص‌تر: bicycle، motorcycle، tricycle، unicycle

۹.

ضربه‌های تک، دوگانه، سه‌گانه و خانه توسط یک بازیکن در یک بازی

بیسبال

A single, a double, a triple, and a home run hit by the same player in the same game.

Jones hit for the cycle in the game.

جونز در آن بازی سیکل زد.

۱۰.

یک مسیر بسته در گراف، با یا بدون تکرار رئوس

نظریه گراف

A closed walk or path, with or without repeated vertices allowed.

A cycle in a graph is a closed path.

یک دور در گراف مسیری بسته است.

۱۱.

زنجیره‌ای که مرز آن صفر است

توپولوژی

A chain whose boundary is zero.

In homology, a cycle is a chain with zero boundary.

در همولوژی، یک دور زنجیره‌ای با مرز صفر است.

۱۲.

یک دایره یا مدار فرضی در آسمان؛ یکی از کره‌های آسمانی

ستاره‌شناسیقدیمی

An imaginary circle or orbit in the heavens; one of the celestial spheres.

The old astronomer traced the cycle of the heavens, where each sphere glided along its fixed path.

منجم باستان چرخهٔ آسمان‌ها را پیگیری کرد، جایی که هر کره در مسیر ثابتی می‌لغزید.

۱۳.

یک عصر؛ یک دوره طولانی از زمان

قدیمی

An age; a long period of time.

The cycle of time marches on, and kingdoms rise and fall.

زمان چرخه‌وار می‌گذرد و پادشاهی‌ها بالا می‌آیند و سقوط می‌کنند.

۱۴.

فهرست منظم برای یک زمان مشخص؛ تقویم

قدیمی

An orderly list for a given time; a calendar.

The cycle of festivals was entered into the parish records.

چرخهٔ جشن‌ها در دفتر ثبت شهرستان ثبت گردید.

۱۵.

یک دور کامل در یک دایره یا مارپیچ

گیاه‌شناسی

One entire round in a circle or a spire.

The leaf cycle is complete.

چرخه برگ کامل است.

۱۶.

تخلیه بار تیزر

جنگ‌افزار

A discharge of a taser.

The taser delivered a cycle.

تیزر یک تخلیه بار انجام داد.

۱۷.

یک بار برخاستن و فرود هواپیما، اشاره به چرخه فشار که به بدنه فشار وارد می‌کند

هوانوردی

One take-off and landing of an aircraft, referring to a pressurisation cycle which places stresses on the fuselage.

The aircraft has completed 5000 cycles.

هواپیما 5000 سیکل را تکمیل کرده است.

۱۸.

یک دوره زمانی برنامه‌ریزی‌شده از هفته‌ها یا ماه‌ها که در آن یک ماده یا مکمل افزایش‌دهنده عملکرد مصرف می‌شود و به دنبال آن دوره دیگری که در آن مصرف نمی‌شود یا دوز کمتر است

ورزش

A scheduled period of time of weeks or months wherein a performance-enhancing substance or supplement is applied, to be followed by another one where it is not or the dosage is lower.

He is off cycle now.

او اکنون در دوره استراحت است.

فعل

سوم‌شخص مفرد
cycles
وجه وصفی حال
cycling
گذشته ساده
cycled
اسم مفعول
cycled
۱۹.

دوچرخه یا وسیله نقلیه چرخ‌دار دیگر سوار شدن

ناگذرا

To ride a bicycle or other cycle.

I decided to cycle into town.

تصمیم گرفتم با دوچرخه به شهر بروم.

۲۰.

طی کردن یک چرخه یا قرار دادن در یک چرخه

گذرا

To go through a cycle or to put through a cycle.

Hot water is cycled back into the motor.

آب گرم دوباره به موتور بازگردانده می‌شود.

۲۱.

خاموش و روشن کردن برق

گذراالکترونیک

To turn power off and back on.

Avoid cycling the device unnecessarily.

از خاموش و روشن کردن بی‌دلیل دستگاه خودداری کنید.

۲۲.

حفظ توپ در منطقه حمله با هندلینگ و پاس دادن توپ به صورت حلقه‌ای

ناگذراهاکی روی یخ

To maintain a team's possession of the puck in the offensive zone by handling and passing the puck in a loop.

They have their cycling game going tonight.

آن‌ها امشب بازی چرخشی خود را اجرا می‌کنند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه cycle را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.