دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی curator به فارسی
سرپرست، متصدی، کاردار (موزه و کتابخانه و نمایشگاه و غیره)
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: curatour obsolete
ریشهشناسی
From Latin cūrātor, meaning one who has care of a thing.
اسم
- جمع
- curators
سرپرست، متصدی، کاردار (موزه و کتابخانه و نمایشگاه و غیره)
A person who manages, administers or organizes a collection, either independently or employed by a museum, library, archive or zoo.
the curator of the Louvre
سرپرست موزهی لوور
قیم، (پهلوی) استور (در مورد اشخاص صغیر و غیره)
One appointed to act as guardian of the estate of a person not legally competent to manage it, or of an absentee; a trustee.
The curator was responsible for managing the affairs of the young heir until he came of age.
قیم مسئول مدیریت امور وارث جوان بود تا زمانی که به سن قانونی برسد.
عضو هیئت انتخاب استادان دانشگاه
A member of a curatorium, a board for electing university professors, etc.
She served as a curator on the university board.
او به عنوان عضو هیئت انتخاب استادان دانشگاه خدمت کرد.
ناظر، مدیر، کسی که بر دیگری نظارت دارد
A person or entity who controls, manages, or oversees another.
The company acted as curator of the project.
شرکت به عنوان ناظر پروژه عمل کرد.
مسئول نگهداری زمین کریکت
A groundsman who looks after a cricket field.
The curator prepared the pitch for the match.
مسئول زمین، زمین را برای مسابقه آماده کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه curator را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.