دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی crave به فارسی
به شدت خواستن، اشتیاق داشتن، ولع داشتن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old English crafian, from Proto-Germanic *krafjaną.
فعل
- سومشخص مفرد
- craves
- وجه وصفی حال
- craving
- گذشته ساده
- craved
- اسم مفعول
- craved
به شدت خواستن، اشتیاق داشتن، ولع داشتن
To desire strongly, so as to satisfy an appetite; to long or yearn for.
It was hot and I was craving a glass of ice water.
هوا گرم بود و من هوس یک لیوان آب یخ کرده بودم.
مترادفها: yearn، long
فروتنانه خواهش کردن، تمنا کردن، استدعا کردن
To ask for earnestly; to beg or demand, as from a figure of authority.
The petitioners craved the lord's pardon for his debt, and pleaded their case before the court.
متعافین برای بخشش بدهی خود از ارباب التماس کردند و در برابر دادگاه پروندهشان را مطرح کردند.
نیاز داشتن به، مستلزم بودن
To call for; to require as a course of action.
These acts crave immediate compliance by the magistrate, lest trouble follow.
این اقدامات اجرای فوری از سوی قاضی را لازم میدانند تا در غیر این صورت دردسر پدید نیاید.
اسم
- جمع
- craves
- شمارشپذیری
- countable
درخواست رسمی از دادگاه برای صدور حکم
A formal application to a court to make a particular order.
The lawyer filed a crave for an injunction.
وکیل درخواست رسمی برای صدور دستور قضایی ارائه داد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه crave را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.